تبليغاتX
جاده ي خوشبختي

جاده ي خوشبختي

مادر بزرگ

 به دریایی می اندیشم که برای عشق تلاش می کند
به موجی که قلبم را صمیمی می کند
به طبیعتی که دماوندش روحم را جلا می دهد
به بارانی که هماهنگی قطراتش ذهنم را فعال می کند
به مادربزرگم که نگاهش شیرینی زندگی ام بود
و به اشکی که بر سنگ مزارش چکید
به همزمانی پرواز دو پرنده فکر می کنم (پدربزرگ و مادربزرگم)
فکر می کنم ، فکر می کنم ، فکر می کنم ....

+ نوشته شده در  86/03/21ساعت 9:10  توسط shahram  |