تبليغاتX
جاده ي خوشبختي

جاده ي خوشبختي

انتقاد
از افکار و کردارم انتقاد کن
تا بدین وسیله بتوانم زندگی ام را از زاویه ای دیگر ببینم و همینطور نقص هایم را
و بتوانم از تو یاد بگیرم آنچه را که برایم پنهان است
من هم سعی می کنم در این تعامل ظرفیتم را افزایش دهم.

+ نوشته شده در  87/02/25ساعت 14:59  توسط shahram  | 

اردیبهشت
ای 35 سالگی سلام بر تو و لذتی که در عمق بهار داری
سال جدائی در آن پائیز مبهم
به درونت و افکارت پرداختی
آنرا از اضافات زدودی
چه خوب است سبک بودن و به امور خود پرداختن
از منزل فکری قدیم به محلۀ جدید کوچ کردم
با گرایشی افراطی به نیمۀ نادیدۀ روح
و شروع پرورش درون
و پایان اهمیت به قضاوتهای دیکران
+ نوشته شده در  87/02/21ساعت 11:35  توسط shahram  | 

با مادربزرگم
باز هم یک پنجره آمدی در خیالم
هنوز اثر وجود با محبتت
زندگی ام را رونق می دهد
آن عشق صادقانه بین من و تو
در آن اتاق پرجمعیت که تو بودی
فقط من وتو آنرا درک می کردیم ؛ فقط من وتو
و این را با تک نگاه های تو خوب می فهمیدم
تو نمرده ای ، نه نمرده ای
و چه حس قشنگی است هنوز در میدان نگاه تو بودن
+ نوشته شده در  87/02/17ساعت 8:39  توسط shahram  | 

نیمه بهار
فصل سبز و جوانی برگها
فصل رویش عشق و اندیشه
صحبت گلهای بهاری و پرنده ها
و صدای خنده های باغ بهاری هویداست
چه زیباست این نسیم روح انگیز اردیبهشتی
که حلقه های امید را بهم پیوند می زند و دلها را تازه می کند
آری امروز نیمه بهار است
+ نوشته شده در  87/02/15ساعت 8:24  توسط shahram  | 

بهار چشمانت
بهار چشمانت را احساس می کنم
که چطور پشت پنجرۀ بارانی می خندد
و زندگی ام را روح می دهد
براستی چه در چشمانت داری
که چنین واقعیت درونت را افشا میکند
و مرا مدهوش خود
من ایمان دارم که بعد از مرگمان هم
نفوذ چشمانت در دلم خواهد بود

+ نوشته شده در  87/02/04ساعت 8:50  توسط shahram  |